A Time For Us
Today Is The First Day Of Your Future
افتاد تا كه از تن آن جاننثار دست سِرّ ني در نينوا ميماند اگر زينب نبود وقتي كه تير كين به گلوي تو جا گرفت شيعيان ديگرهواي نينوا دارند حسين روي دل با کاروان کربلا دارد حسين شهریار در زندگی ناگزیرازانتخاب هایی هستیم که آسان نیستند از آن هرآسانیم که هر تصمیم ما آزرده کند کسی را که دوستش می داریم در چنین لحظاتی است که باید درون را بنگریم وبه ندای دل گوش فرا سپاریم اگر تنها نگران خواسته های دیگران باشیم و احساسات خود را نادیده بگیریم به شادی حقیقی دست نخواهیم یافت به همان ندایی گوش کن که به درستی بدان ایمان داری و استوار از آن دفاع کن آری اگر چنین کنی ، شادمان خواهی زیست. محمد رضا چهره ام در ازای چشمهایت چشمهایم در ازای پدیدار شدن چهره ات و قلب های بی ریای حقیقی در این چهره ها آرامش را به پا می دارند آنجا که بتوانیم نیمه گمشده خود را بازیابیم نیمه ای عاری از ارتفاع نیمه ای عاری از پهنا اگرچه مرگ یکسان در هم نمی آمیزد اگر عشق ما یکی گردد بدین معناست که عشق من و تو بسان هم است که هیچ نتواند آنرا سست کند یا بمیراند محمد رضا شب سردي است، و من افسرده راه دوري است، و پايي خسته. تيرگي هست و چراغي مرده. مي كنم، تنها، از جاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها. سايه اي از سر ديوار گذشت، غمي افزود مرا بر غم ها. فكر تاريكي و اين ويراني بي خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز كند پنهاني. نيست رنگي كه بگويد با من اندكي صبر، سحر نزديك است. هر دم اين بانگ برآرم از دل: واي، اين شب چقدر تاريك است! خنده اي كو كه به دل انگيزم؟ قطره اي كو كه به دريا ريزم؟ صخره اي كو كه بدان آويزم؟ مثل اين است كه شب نمناك است. ديگران را هم غم هست به دل، غم من، ليك، غمي غمناك است
بگشود خصم او زيمين و يثار دست
ناچار شد دچار اجل تن به مرگ داد
بيدست چون جدال كند با هزار دست؟
آن مير نامدار به دندان گرفت مشك
دندان دهد مدد چو بيفتد زكار دست
چشم شريف او هدف تير و نيزه شد
باد سموم يافت بر آن لالهزار دست
افتاد روي خاك و ندا زد كه يا اخا!
درياب از وفا و به ياري بدار دست
جانا بيا كه جان كنم ايثار مقدمت
آن سان كه در ره تو نمودم نثار دست

كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابري از ريا ميماند اگر زينب نبود
چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان
در كوير تفته جا ميماند اگر زينب نبود
زخمه زخميترين فرياد در چنگ سكوت
از طرار نغمه وا ميماند اگر زينب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ
در گلوي چشمها ميماند اگر زينب نبود
ذوالجناح دادخواهي، بيسوار و بيلگام
در بيابانها رها ميماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنهها ميماند اگر زينب نبود
خون تو را به عرش فشاندم، خدا گرفت
گرديد دفن، پيكر پاكت به دست من
پيش از همه تو را بغل كربلا گرفت
ميخواستم چو لاله كنم هديهات به دوست
دشمن ز من به تير سه شعبه تو را گرفت
از بس مصيبت تو عظيم است، بهر تو
بايد تمام سال، دمادم عزا گرفت
تير آمد و زحلق تو بر قلب من نشست
از آن گذشت و جا به دل مصطفي گرفت
نفرين به حرمله كه به تير سه شعبهاي
دار و ندار و هستي ما را ز ما گرفت
عمه براي من طلبيد از خداي، صبر
مادر به خيمه بهر تو دست دعا گرفت
بيهوده بهر كشتن من صف كشيدهاند
با كشتن تو «حرمله» جان مرا گرفت
مادر نداشت آب به جز اشك چشم خويش
قاتل تو را زشير، به تير جفا گرفت
مادر به قبر كوچك اصغر نظاره كن
سرباز آخرم به دل خاك، جا گرفت

ازحريم کعبه جد ش به اشکي شست دست مروه پشت سرنهاد اما صفا دارد حسين
ميبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظيم بيش از اينها حرمت کوي منا دارد حسين
پيش رو راه ديارنيستي کافيش نيست اشک و آه عالمي هم در قفا دارد حسين
بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب کس نميداند عروسي يا عزا دارد حسين
رخت و ديباج حرم چون گل به تاراجش برند تا بجائي که کفن از بوريا دارد حسين
بردن اهل حرم دستور بود و سر غيب ورنه اين بيحرمتي ها کي روا دارد حسين
سروران،پروانگان شمع رخسارش ولي چون سحرروشن که سرازتن جدا داردحسين
سر به تاج زين نهاده راهپيماي عراق مينمايد خود که عهدي با خدا دارد حسين
او وفاي عهد را با سر کند سودا ولي خون به دل از کوفيان بيوفا دارد حسين
دشمنانش بيامان و دوستا نش بيوفا با کدامين سرکند مشکل دوتا دارد حسين
سيرت آل علي با سرنوشت کربلاست هرزمان ازما يکي صورت نما دارد حسين
آب خود با دشمنان تشنه قسمت ميکند عزت و آزادگي بين تا کجا دارد حسين
دشمنش هم آب ميبندد به روي اهل بيت داوري بين با چه قومي بيحيا دارد حسين
بعدازاينش صحنههاوپردههااشکست وخون دل تماشا کن چه رنگين سينما دارد حسين
سازعشق است وبه دل هرزخم پيکان زخمهئي گوش کن عالم پرازشورونواداردحسين
دست آخر کز همه بيگانه شد ديدم هنوز با دم خنجر نگاهي آشنا دارد حسين
شمرگويد گوش کردم تا چه خواهد از خدا جاي نفرين هم به لب ديدم دعا داردحسين
اشک خونين گو بيا بنشين به چشم شهريار کاندرين گوشه عزايي بيريا دارد حسين

| Design By : Night Skin |


